محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
795
خلاصة الحكمة ( فارسى )
ببايد دانست كه اطبّاء - جميعاً - جزء عملى « 1 » را به دو قسم تقسيم نمودهاند ؛ زيرا كه علم به تدابير ابدان صحيحه را « علم صحّت » مىنامند و علم تدابير ابدان مريضه را « علم علاج » و اين تقسيم ، بنا بر مذهب شيخ الرئيس - رحمه اللّه - و « مَن تَبَع » اوست كه ميان صحّت و مرض واسطه قرار نمىدهد « 2 » و اثبات نمىكنند . و اما كسانى كه قايل به حالت متوسّطاند « 3 » - مانند « جالينوس » و « مَنْ تَبَع » او - كه مىگويند : لا محاله حالت متوسّطهء ميان صحّت و مرض مىباشد كه نه صحّت كامله است نه مرض تامّه ؛ يعنى افعال طبيعيهء متعلّقه به صحّت بدن كما ينبغى از او صادر نمىگردد و نه جميع افعال متعلّقه بدان مختل مىباشد ، بلكه بر وجه ضعف و نقصان مىباشد و بنا بر اين تقرير ، بايد كه آن حالت متوسّطه ، به نوعى مركّب از آن هر دو باشد و تدبير آن ، متضمّن تدبير صحّت است به طريق كلّى غير مختصّ به شخصى دون شخصى و مرضى دون مرضى و وقتى دون وقتى ؛ بلكه شامل كلّ باشد « 4 » . و بالتّفصيل ، آن كه حفظ صحّت حاصل نمىگردد مگر شخصى را كه متّصف به پنج خصلت باشد : يكى ، آن كه خود عارف به قوانين طبّيه و يا سامع و مطيع و مُنقاد طبيب حاذق عارف باشد . دوم ، آن كه صاحب دولت و ثروت و نفاذ امر و حكم باشد ؛ تا از اغذيهء لطيفه و ادويهء نفيسهء حافظهء قوا و ارواح انسانى - خواه نباتى و خواه حيوانى و خواه معدنى ؛ مفرده باشد و يا مركّبه - آن چه در كار لايق باشد ، تواند مهيا نموده هر چند به قيمت اعلا و گرانبها باشد و يا از ممالك بعيده بايد طلبيد . سوم ، آن كه فارغ البال آزاد باشد و محكوم و بنده و به اختيار ديگرى نباشد ؛ تا هر چه بر « 5 » وقت اقتضا كند و حاجت داعى آن باشد ، تواند به عمل آورد حتّى انتقال از مكانى به مكانى و از محلّه [ اى ] به محلّه [ اى ] و از قريه [ اى ] و از شهرى به شهرى و از بلدى به بلدى و غير اينها .
--> ( 1 ) . الف : علمى . ( 2 ) . ب : نمىدهند . ( 3 ) . ب : متوسطه . ( 4 ) . ب : ( باشد ) حذف شده . ( 5 ) . ب : ( بر ) حذف شده .